مرضيه محمدزاده
100
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
استاد دعبل « مسلم بن الوليد » ملقب به صريع الغوانى ( م 208 ه ) بود و فنون و صنايع ادبى و شعرى را به او آموخت . دعبل قبل از سال 175 هجرى به بغداد آمد و در ركاب هارون الرّشيد بود و تا سال 193 هجرى در بغداد زندگى كرد . با مرگ هارون الرّشيد و اختلاف دو برادر بر سر تصاحب قدرت ، دعبل بغداد را ترك كرد و در حالىكه در زمينههاى شعر و ادب و علم و انديشه و اوضاع سياسى و اجتماعى روزگار ، گوهر تجربه اندوخته و به آگاهىهاى سرشارى دست يافته بود و پس از سير درونى و روحانى و رسيدن به قلمرو روشنىبخش شعور و شناخت و بيدارى ، پاى در ركاب سفر نهاد و ابتدا آهنگ خانه خدا كرد و سپس در حساسترين دوران تاريخى تشيّع به دفاع از ولايت على ( ع ) و آل او پرداخت و با شهامت و شجاعت همهى خلفاى ظلمپيشهى عباسى را هجو كرد و به نشر انديشهها و آرمانهاى مكتب تشيّع همت گماشت . پس از اينكه حضرت امام رضا ( ع ) به امر مأمون از مدينه به خراسان آمد و ولايت عهدى مأمون را پذيرفت ، دعبل به همراهى ابراهيم بن عبّاس صولى ( م 243 ه . ) شاعر معروف شيعى عازم زيارت آن حضرت گرديد . هر دو شاعر در مرو نزد او بار يافتند و قصيدهى « تائيه » ، مشهورترين و بلندترين شعرش را كه در مدينه سروده بود و سوز درونى شاعر در تكتك ابيات اين قصيده غرّا و جاودانه شعله مىكشيد را انشاء نمود . دعبل با اين قصيده به جاودانگى و آوازهى عالمگير دست يافت . اين قصيده كه حماسهى تاريخ بنى هاشم و منقبتنامهى آل على ( ع ) است بسيار مورد توجّه قرار گرفت و امام را گريان ساخت . امام ( ع ) ده هزار درهم از سكههايى كه به نام خود او ضرب شده بود و جبّهاى از جامههاى شخصى خود را به دو بخشيد . همه محدّثان و مورّخان و تذكرهنويسان از اين قصيده ستايش كرده و تمام يا قسمتى از آن را نقل نمودهاند . اين قصيده هم از نظر بافت كلامى و صنايع لفظى و معنوى و ادبى ، در نهايت زيبايى و قوّت است و هم از نظر محتواى غنى و انديشورانه و عالمانهى آن ، و اگر از دعبل جز اين قصيده به دست ما نمىرسيد براى اثبات نبوغ شعرى و قدرت ادبى و وسعت انديشه و استوارى اعتقاد و پاكى ايمان شاعر كافى بود . وزن عروضى قصيده « بحر طويل » است و شاعر از مطلع تا مقطع آن را در كمال ظرافت و استادى با صنايع لفظى و معنوى بديعى و ادبى آراسته است و تعداد ابيات آن را بعضى محقّقان تا 123 بيت نوشتهاند . از نظر محتوا نيز قصيده در خور تفكّر و تأمّل است و در مدح و منقبت و ثناگسترى اهل بيت عصمت و طهارت سروده شده و به ذكر مصايب آنان پرداخته است و اين چكامه بلند از مدايح درخشان اهل بيت و از شاهكارهاى شعر عرب به شمار مىرود . در اين قصيده هنر و حماسه و عشق و ايمان و اخلاص و انديشه و تعهّد و عاطفه موج مىزند . پس از آن دعبل به قم رفت و در قم خبر شهادت امام رضا را شنيد و قصيده سوزناك و بلند « رائيه » را در مرثيه و مدح امام رضا و هجو و مذمّت بنى عبّاس بهويژه هارون الرّشيد سرود و پس از آن به بغداد رفت . دعبل به دمشق و مصر و مغرب و رى و خراسان سفر كرد و امراى آن بلاد را مدح گفت . در خراسان عبد اللّه بن طاهر شصت هزار درهم به او صله داد . اهالى قم نيز سالى پنج هزار درهم براى او صله مىفرستادند . شاعران زنده او را ستودهاند . طبعش ظريف و زودرنج بود و زبانى گزنده داشت به كمتر چيزى از اشخاص حتى ممدوحين و خلفا مىرنجيد و ايشان را هجو مىگفت . چندى در « اسوان » مصر به حكومت رسيد ولى چون امير مصر را هجو گفت معزول گرديد . بيش از نود و هفت سال عمر كرد و تعصّبى شديد به طرفدارى از اهل بيت ( ع ) داشت . در بغداد مالق بن طوق تغلبى را هجو كرد و او در صدد قتل او برآمد ناچار به بصره گريخت در آنجا « پيرانه سر » او را شكنجهها كرد ناچار به اهواز رفت . مالق ، تروريستى را ده هزار درهم داد و مأمور قتل دعبل كرد . هنگامىكه وى در يكى از آبادىهاى شوش به نام طيّبه بود آن مرد بعد از نماز عشاء فرصتى يافته و با نوك عصاى دشنه مانند زهرآگين خود زخمى به